نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۵ امیر پازواری

امیر پازواری / دوبیتی‌ها

اون روز که بلقیس آخرت در شیینْ

بنّا شرم داشته لحدْ ونه سرْچیینْ

امیر گنه: ته دیم ره دمی بدیینْ

چنونه که چار با بیست و هشت رسیینْ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

آن روز که بلقیس به خانه‌ی آخرت می‌رفت / بنّا (قبرکن) شرمنده می‌شد که سنگ لحد بر سر گورش بنهد امیر می‌گوید: یکدم روی تو را دیدن / چنان است که چهار به بیست و هشت «لب» برسد