شمارهٔ ۱۴۱ امیر پازواری
گر دوست شه دست ره ته سر بما لنّی بو
اون هشت و چار نظر با تو بئی بو
دوست عرقْ اَر دَرگِلِه باغ شنّی بو
تموم گله باغ، گل و گلو بئی بو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
اگر دوست دست خود را به سر تو میمالید / نظر هشت و چهار به سوی تو معطوف میشد اگر عرق دوست به باغ گل (گلستان) میریخت تمام باغ گل، گُل و گُلاب میشد