نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۵ امیر پازواری

امیر پازواری / دوبیتی‌ها

اُونجه که بئوتی هِرسْ، من بپامهْ

دارُونْ، انّه حچا بزوئه، من بچٰامهْ

دَسْمالْ دسْ هئیتْ، اَسْلی رهْ منْ و رٰامهْ

برْمهْ برْمهْ، شه دلْ رهْ قرارْ هدٰامهْ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

آنجا که گفتی: بایست (منتظر باش)، من ایستادم / از درختان آن‌قدر باد به من وزیدند که چاییدم دستمال به دست گرفته اشکم را کنار می‌زدم (پاک می‌کردم) / گریان، گریان – دلم را آرامش می‌دادم.