شمارهٔ ۱۷۷ امیر پازواری
امروز دشته سر، بدیمه شه کیجاره
اِزّالْ دَوِسِّهْ، دِساله گوکزاره
وِسِّهْ (واسِرْ) دَوِنِّهْ بندهْ پیوُنْ ورزارهْ
ناله بَزِنِمْ، دَشت وُ کوه وُ صحرارِهْ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
امروز در کشتزار، دختر (یار) خود را دیدم، / [که] گوسالهی دوساله را به گاوآهن (خیش) بسته بود میبایست گاوورز مثل بنده (من) را به خیش میبست / تا در دشت و کوه و صحرا ناله و فغان سر دهم