شمارهٔ ۲۰۸ امیر پازواری
بونّه (ُبُوردمه) غریبی، غریبی چنده زئینه
من ساله ویمٰارْمهْ، کَسْ منه سرننه
چار دور دیوارِ خاکْ منه سَرینهْ
شُکّرْ به خدا کمّه، خدا کریمه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
به غربت رفتهام، غربت چقدر زیانبار است! / بیمار سالانه هستم، کسی به سروقتم (ملاقاتم) نمیآید خاک چهار دور دیوار، بالش (بستر) من است / به خدا سپاس میگذارم، خداکریم و بخشنده است