شمارهٔ ۲۳۰ امیر پازواری
مه ورْدهْ علی، نالمّه شه آقاره
بوسّمه، سَیْر کمّه دوستِ کنّاره
امیر شو و روز، نالنّه شه خداره
الهی روا بَکنْ مه مدّعاره
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
ورد زبانم علی (ع) است، نزد او مینالم / آستانش را میبوسم و دیدگانم به درگاه دوست دوخته است امیر شب و روز به خدای خود مینالد / [و درخواست میکند] الهی! خواهشم را روا کن