شمارهٔ ۲۳۳ امیر پازواری
سلومْ هدامه شه دُوستِ پریروره
چینّه داغ به داغْ به منِه دلْ کَهُوره
سنبلْ سیمه تَنْ، سیمین کلاله موره
دوستْ با منْ ستمْ کنّه ولی که دوره
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
به دوست پریرخسارم درود (سلام) دادم / آنکه داغ بر سر داغ دل کبودم میگذارد آن سنبل بوی سیمین تن، سیمینه کاکُل موی را / دوستی که با من ستم میکند امّا که دور است