شمارهٔ ۲۳۵ امیر پازواری
مَرْدمْ گَشتِ لارْ شُوئنْ (شونن) منْ لارْ بمُوره
بی تو (ته) گَشْتِ لارْمه وَرْ بسُونِ گوره
اَزْ غمزهْ نیازارْ منهْ دلْ سیوره
منکه اختیارِ خدْ نشومه، زوره
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
مردم به گردش لار میروند، منِ به لار آمده (یا برگشته) را / بدون تو گشتنِ لار برایم بهسان گور تیره است دل سیاه شده و اندوهگینم را با ناز و غمزه میازار / من که با اختیار خود بدانجا نمیروم، بلکه زور است