نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۸ امیر پازواری

امیر پازواری / دوبیتی‌ها

هر جا که دلْ آشوبه وُ دادْرَس ْ (دست‌رس) نییهْ

مه ونگْوُ فریادْ ره کَسْ فریادْرَسْ نییه

هر چَنْ که تنهْ چاچی کَمون لَسْ نییه

مه دلْ ره هزارْ تیرْ بَزویی، وَسْ نییه؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

هر جا که دل در آشوب است و دادرس (دست‌رس) نیست / بانگ و فریاد مرا هم فریادرس نیست هر چند که کمان چاچی تو سست و شل نیست / هزار تیر [با آن] به دلم زده‌ای، بس نیست؟