نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۶ امیر پازواری

امیر پازواری / دوبیتی‌ها

ابْر رهْ دیمه شَمسْ ره دَپیتْ چادرْ خویشی

لَیْلْ ره دیمهْ باگِلْ ریجِنْ شهْ وَرْ کیشی

اُویی ظُلماتْ دیمهْ غزیره خویشی

همینْ گتْمه مه جانْ، مرهْ بَیتهْ پیشی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

ابر را می‌دیدم که خورشید را در چادر خود پنهان کرده (پیچیده) / شب را می‌دیدم که باگُل درهم آمیخته و به‌سوی خود می‌کشید آب ظلمات (تیره) را برای خویش می‌دیدم / همین می‌گفتم: که جانان من در رفتن به آن از من پیشی گرفته است