نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۹ امیر پازواری

امیر پازواری / دوبیتی‌ها

بَکُوشته مره ته کجکِ یکدوشی

حَیا هَکنْ و آچّهْ (عاجه) گردنْ شه پوشی

ته گُوشِ گوش‌وارمهْ، بَورْمرهْ بَرُوشی

نواتْ هائیری، شَروتْ کنی و، نُوشی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

موی خود را که به یک‌طرف دوش افکنده‌ای تنها یک دوش و گردن تو را پوشانده است و طرف دیگر گردن لخت و عریان است، کار درستی نیستت، شرم کن و به‌طریقی از دیگر سوی گردن سپید و شفّاف خود را هم برای محفوظ ماندن از دید بی‌گانه بپوشان. گوش‌واره‌ی گوش تو هستم، مرا ببر بفروش / نبات بخر، آن را شربت کن و بنوش