شمارهٔ ۲۸۶ امیر پازواری
سَرْ رهْ بشسّی، زلفْ ره برُو بساتی
سرمهْ دْ کشی چشْ ره سیو بساتی
دْزلفْ ره شه دیمِ پیچ و تو بساتی
اسٰا عاشقِ روزْ ره به شو بساتی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
سر را شستی و زلف را بر روی خود آراستی / چشم را سرمه کشیدی و سیاه ساختی دو گیسوی را بر روی چهرهی خود پیچ و تاب دادی / و اکنون روز روشن عاشق را شب تار نمودی