شمارهٔ ۲۹۳ امیر پازواری
زنگی دیمه که سرچشمهی حیات بویی
عاجِ تَنْ ره دیمهْ کِه رنگ داشته شویی
امیر گنه: این حکایتْ وینه بُویی
عاجِ تَنْ که حوره، تَنْ ندارْنهْ شُویی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
زنگیای دیدم که سرچشمهی «آب حیات» بود / بدن عاجگونهای دیدم که رنگ شبِ سیاه را داشت امیر میگوید: این حکایت باید برقرار باشد / زیرا تن عاجگون از آن حور است که سیاهی شب را ندارد