نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸ امیر پازواری

امیر پازواری / دوبیتی‌ها

زَنْگی دیمه گرد گله باغ بزو تخت

یا زاغْ بهِ گِلِ وَلگْ، منقار بزو ئه سخت

امیر گِنِهْ: یاری هکنه منه بخت

دوست ره بوینم مه کشه هاکشه رخت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

زنگی را دیدم که گرد گُل‌زار تخت زده (آرمیده و نشیمن گزیده) است / یا زاغ است که به برگ گل، سخت نوک زده است. امیر می‌گوید: بختم یاری کند / که ببینم دوستم رخت در آغوش من کشیده است (جای در آغوش من خوش کرده است).