نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۶ امیر پازواری

امیر پازواری / دوبیتی‌ها

هر سِوا که خوؤ در بییِهْ ما ته، ته دیمْ

ته زِلْفْ قیامتهْ، عَرِصاتِهْ، ته دیمْ

شیر و شکّر و قَند وُ نواته، ته دیمْ

امیر گنه: سی سَرْ صَلِواته، ته دیمْ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

هر بامداد که خورشید سر بزند، محو و مات روی تو می‌شود / زلف تو قیامت است و روی تو عرصات محشر است روی تو، شیر، شکر و قند و نبات است / امیر می‌گوید: روی تو سی بار شایسته‌ی صلوات است