شمارهٔ ۹۹ امیر پازواری
امیر گنه: چی کالهْ رَحْمْ دارمه یارونْ!
دَرْشُو شَحْم و لَحْمْ، کَشِهْ چَمْ دارمه یارونْ!
دستْ زَمّهْ زِلْفِ خَمْرِهْ، چَمْ دارمه یارونْ!
اونْ کانِ طلایِ احمرْ دارمه یارونْ!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
امیر میگوید: محبوبی سخت بیرحم دارم،ای یاران! شبها پیه و گوشت را در آغوش عادت دارمای یاران! به پیچ و خم زلف دست میمالم، چون که عادت (فن و قلق آن را) دارمای یاران! / و آن زر سرخ را در بر دارم،ای یاران!