نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲ امیر پازواری

امیر پازواری / سه‌بیتی‌ها

امیر گنه: تو غَمْ نَخرْ روزگاره

مردی هسّه از کرمْ کمی نداره

ویمارمهْ نَظرْ دارمه هَرْدَمْ به یاره

کرمْ بکَنْ و سر بکَشْ شه ویماره

ترسمه بنای اجل ره دیاره

بی سر و سامون مه خاک بوّه دیاره

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

امیر می‌گوید: غم روزگار را مخور / مردانگی آن است که کسی از بخشش کاستی نداشته باشد بیمارم و هر دم به سوی یار نظر دارم /‌ای یار کرم کن و بیمار خودت را سرکشی کن می‌ترسم بنای اجل برآید / بی سر و سامان در خاک من هویدا شود