شمارهٔ ۱۸ امیر پازواری
امیر گنه: مه یار به منه کش دوره
کی بو که خشْ هادهام من ته دْ روره
چون قرصِ قَمرْ، ایزد بساته روره
یا چه بَیْضهیِ شمسهْ سراسرْ نُورُه
شبها به عالمْ دلبر بتٰاوُس نوره
منوّرْ بکردْ دَشْت و صحرا و کوه ره
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
امیر میگوید: یار من، از بر من دور است / کی شود که دو رخسارهی تو را بوسه بزنم روی تو را ایزد مانند ماه گرد ساخته است / یا چون گرده و بیضای خورشید سراسر درخشنده است دلبرم شبها به عالم (چون ماه) نور تاباند / دشت و صحرا و کوه را درخشان کرد