شمارهٔ ۱۵ امیر پازواری
امیر گنه: عاشقمهْ منْ شه آقاره
اُشْتُر به قطارْ، ببخشیهْ گداره
بَرْفهْ به سیاهی، لیله یا تتٰاره؟
زاغِ پَرْ به پیشِ ته بَرْفهْ شَرمْسٰاره
دوستِ هروَرِ زلفْ که یکی خرواره
این سخنْ اَمروزْ، امیر یادگاره
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
امیر میگوید: عاشق آقای خود هستم / که قطار شتر را به گدا بخشیده است ابرویت به سیاهی، مانند شب تار است یا مشک تتار / پر زاغ در پیش ابروی تو، شرمسار است هر طرف زلف تو به انبوهی یک خروار است / امروز این سخن یادگار امیر است