شمارهٔ ۱۶ امیر پازواری
پلنگِ دَمانْ، شیرِ نَرْ ته وَرْ ماده
ته دوست سوار بوئه، ته دشمنْ پیاده
حاتمْ که دَنی داشته وی جامِ باده
همهی کَرمْ دارُونَه وی بیه زیاده
اونطور که تنه کَرْم بَیّهْ آماده،
گَرْ حاتمْ بیبو، سفرهْ بَئی بو ساده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
پلنگ غرّان و شیر نر دربرابر تو ماده و ناتوان باد! / دوست تو سواره و دشمنت پیاده باد! حاتم که در این دنیا جام بادهی نوشین داشت / گفت: رهمهی کرمداران سرآمد (زیاده) بود هنگامی که سفرهی کرم و سخای تو آماده شد / اگر حاتم در این مجلس حاضر میشد سفرهی کرم وی ساده و تهی مینمود