نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳ امیر پازواری

امیر پازواری / سه‌بیتی‌ها

کَمن هَکردی زلف ره «صحرایی» گیتی

غًضبْ هکردی، خین ره مه پاک بریتی

اُونطورْ که ته عاشقْ کِشی یادْبَئیتی

عَجبْ هَسّه که عاشقْ بَمُونّه گیتی!

دوستْ که مه سیئهْ ره به جفا بئیتی

دایمْ مه دلْ به غم و بلا، دَپیتی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

زلف را کمند کردی و شکار را گرفته‌ای / خشم کرده‌ای و خون مرا پاک (به کلّی) ریخته‌ای آن‌گونه که تو روش عاشق‌کشی آموختی / شگفت است که در گیتی عاشقی زنده بماند! ای دوست، سینه‌ی مرا که به جفا تسخیر کردی / همواره دل مرا در غم و بلا پیچیده‌ای