نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹ امیر پازواری

امیر پازواری / سه‌بیتی‌ها

اُوندمْ که تنه دَمْ ره دَم حورانداته

حلِّ مُشکلاتْ ره هَموندَمْ بساته

به شِکل میُونْ هفتْ چشمه اُو بساته

دْ تَلْ و دْ شورْ، دْ سَلْ یکی نواته

گلُوچه کردی، مسته زلفْ ته بپاته

بَپاتهْ وَلی سرْخهْ گِلْ سَرْ بپاته

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در آن لحظه که [خدا] دم تو را به دم حور افکند / همان دم دشواری‌ها را گشایش نمود در میان پیکر وجودت هفت چشمه‌ی آب ساخت / دو تلخ و دو شور، دو بدمزه و یکی چون نبات است گلاب را چه می‌کردی؟ گلاب خود به زلف شاداب تو پاشیده است. / پاشیدی ولی بر روی گل سرخ پاشیده‌ای