نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴ امیر پازواری

امیر پازواری / سه‌بیتی‌ها

امیر گنه: مه مَستهْ چشْ، شُوخهْ نی‌نی

تنهْ ندیینْ سُو نَمُو نسُته نی‌نی

دْ نوره جدا کنّی میونِ نی‌نی

مَردمْ ره وَعدهْ کنّی، امّا چهْ (شهْ) نی‌نی

ای وا، هَرْ کجه مه بی‌بفاره وینی

بَوُو ته بَندهْ ره دیمه چی (چه) غمگینی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

امیر می‌گوید:‌ای چشم خمارین و شوخ مردمک! / به‌سبب ندیدن تو، روشنی به مردمک چشم من نمانده است دو نور از دو مردمک چشمان را از آن‌ها، چشم به‌راه می‌نمایی زیرا به مردم وعده می‌دهی (یعنی به من وعده می‌دهی) ای باد! هر کجا که بی‌وفای مرا ببینی / بگو: بنده‌ی تو را دیدم، با چه غم و اندوهی؟