شمارهٔ ۷ امیر پازواری
امیر گنه: مِهْ تاج سَرْ! مه دِلُ و تَنْ!
من نتومّه ته عشق ره شه دل هَیتن
دوستْ شه سرخه گِلْ سر وَنوشه پیتن
یا گروهْ گروهْ، گِلْ به گِلْ سرْ ریتنْ
یا جیگرِ سوته ره به مشکْ آمیتن
خطّه آیینه خطا، یا مونگْ برابر ریتن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
امیر میگوید:ای تاج سر! وای دل و تن من! /من نمیتوانم عشق تو را از دل بیرون کنم (برگیرم) دوستم بر روی گُلفام خود بنفشه افشانده (پیچیده) / یا دسته دسته گل به روی گل خود ریخته است یا جگر سوخته را به مشک آمیختهاند / خطی بر آیینهی ختاست، یا ماه در برابر آن نور افشانده