نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۶ امیر پازواری

امیر پازواری / چهاربیتی‌ها

امیر گنه: مه دل‌بر به سون حوره

تن سوسنه، قد سوره، کلاله بوره

مره بدی دوست، گره نزن ابروره

گره به میون کی خشه ماه نو ره؟

هرچن که تو عاشق کِشی دارنی خوره

پامال نکن مه جان و نیازار مورره

مه دوست به خوردیم بپاته شه موره

من دروی بدیمه ظلمات ونورره

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

امیر می‌گوید: دل‌بر من مانند حور است / تن سوسن‌آسا، قد چون سرو و زلف بور (خرمایی) است دوستا مرا که دیدی، گره بر ابرو میفکن / کی ماه تو را گره به میان خوش آیند است؟ هر چند که خوی عاشق‌کشی، پیشه کرده‌ای /‌ای جان من! مورچه‌ای را آزار مده و پایمال‌اش مکن! دوست من به روی خورشیدوش خویش، زلف را افشانده است / من در آن، تیرگی و روشنایی را دیده‌ام