شمارهٔ ۱۴۶ امیر پازواری
شیرین غمزه دوست سر کو خجیره
با وی همزبونی، روبرو خجیره
هزار جیم و دالْ، حلقهی مو خجیره
دَ چی عنبرین پلّه، به رو خجیره
به دور قمرْ، زنجیرِ مو خجیره
با صفحهی گُل، مشکِ خودرو خجیره
سیمینْ ذقنْ ره خالِ هندو خجیره
مشکین خط و خالْ ره، رنگ وُ بو خجیره
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
بر سر کوی دوست، غمزهی شیرین نیکوست / باوی همزبن شدن، در روبرویش نیکوست هزار جیم و دالِ حلقهی مویش زیباست / فروهشته شکن زلف عنبرین بر رویش زیباست به دور چهرهی ماهوش او زنجیر مو زیباست / با صفحهی گُلگون رخسار، مشک خودرو زیباست برزنخ سیمین وی خال هندو زیباست / خط و خال مشکین را رنگ و بو زیباست غمزهی شیرین دوست، بر سر کویش نکوست همدمی، همصحبتی، روی به رویش نکوست پنج و دو صد جیم و دال، حلقهی مویش نکوست هشته شود عنبرین پلّه، به رویش نکوست هالهی دور قمر، سلسله مویش نکوست مشک که خودرو بود، بر گل رویش نکوست بر زنخ سیمفام، خال چو مویش نکوست خال و خط مشکفام، رنگش و بویش نکوست ۲۰/۱۱/۱۳۴۶ م م روجا اسپهان.