شمارهٔ ۲ امیر پازواری
چِه مُونْگ، چِهْ خُور تیجِهْ، چِهْ روشِنْ روُجا
چِهْ حورُ، چِهْ پَریْ، چِهْ آدِمی، چه آدِمیزٰا
خُوبونِ جِهُونْ یُوسِفِهْ بٰا زُلیخٰا
حَیْروُنْ بِهْ تِنِهْ خٰال وُ خَطْ، آفرین بٰا
لَیلهالقدر شُو بییهْ مٰارْتِرِهْ زٰا
بِزا مٰارْ تِرِهْ، عَرشِ خِدٰا هُویدٰا
شِرابِ الطّهوُرْ بییه کِهْ مٰارتِرِهْ دا
فِرِشته دٰایِهْ بییهِ، شُورُوزْ تِرِهْ پٰا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
چه ماه،چه خورشید تابناک (تابان)، چه ستارهای درخشان / چه حور، چه پری و چه آدمیزاد. زیبایان جهان، یوسف و زلیخا (زلیخواه = زلیخاه) / در شگفت از خط و خال تو هستند، بر آن آفرین باد! شب لیلهالقدر بود که مادر تو را زایید / چون مادر تو را زایید، عرش خدا هویدا شد. شراب طهور بود که مادر تو را مینوشانید / فرشته، دایه بود و شب و روز از تو نگهداری میکرد.