شمارهٔ ۹۲ امیر پازواری
شاهِ سَرْحدِّ هند و ختا و چین بُومْ،
شاهِ تُرکستونْ، روم و فرنگْ زمین بُومْ،
شاهِ گِلِه باغِ اِرَم گلچینْ بُومْ،
سکندر صفتْ، شاهِ همه زمین بُومْ،
گر شیرمَرْدی، افراسیاب چینْ بُومْ،
گَر دُونِشْمَندی، اَفْلاتُونِ حکیمْ بُومْ،
به دستْ، رستم وُ دِلْگودرزْ، تنْ گُرگین بُومْ،
اوُنْ مَحَلْ تنه بندهیِ کمترینْ بُومْ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
[اگر] شاه سرحدّ هند و ختا و چین بشوم (باشم)، / [اگر] شاه ترکستان، روم، و فرنگستان بشوم (باشم)، [اگر] گلچین گلستان شاه ارم شوم (باشم)، / مانند اسکندر، پادشاه تمام روی زمین بشوم (باشم)، اگر شیرمردی چون افراسیاب شوم (باشم)، / اگر دانشمندی چون افلاتون حکیم شوم (باشم)، اگر به نیروی بازوی رستم، دل چون گودرز و تن چون گرگین شوم (باشم)، / در آن هنگام بندهی کمترین تو میشوم