نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲ امیر پازواری

امیر پازواری / پنج‌بیتی‌ها

امیر گنه: یا دُرّ به یاقوتْ بریتن

یا اُونهْ که ژالهْ به گِل وَلگْ بیتنْ

یا قطره‌یِ کافورْ به عقیقْ انگیتنْ

یا اُون ته لُوئه که با شَکرْ آمیتنْ

اُونْ جومه‌یِ والا که ته تَنْ دپیتنْ

عَرْقْ بکردهْ، شیشه گلُو بریتنْ

گِلْ شیشه‌یِ تره مونگ به خیالْ انگیتن

گلابِ سَرْ اندیبْ رویِ پاکْ بریتنْ

اُونوَختْ که خدا آدمیِ گلْ گیتن

ته مهر و محبّتْ به منه دلْ ریتنْ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

امیر می‌گوید: یا دُرّ به یاقوت فرو ریخته‌اند / یا ژاله به برگ گل بیخته‌اند یا قطره‌ی کافور بر عقیق نشسته (افکنده‌اند) / یا آن که لبت را با شکر درهم آمیخته‌اند آن پیراهن گران‌بها که بر پیکر تو پوشانده‌اند / عرق کرده‌ای، گویی از شیشه، گلاب بر آن پاشیده‌اند شیشه‌ی گُل تو را به گمان ماه برگزیده‌اند / بر روی پاک تو گلاب سراندیب پاشیده‌اند آن‌گاه که خداوند گل آدمی را می‌سرشت / مهر و محبت تو را به دلم ریخته است برگردان به شعر پارسی: یا دُر که به یاقوت فرو ریخته‌اند یا ژاله به مرگ گل تو بیخته‌اند یا قطره‌ی کافور نشسته به عقیق یا آن‌که لبت با شکر آمیخته‌اند پیراهن والات که شد غرقه به خوی از شیشه، گلاب گوئیا ریخته‌اند یا آن‌که رسید از سراندیب گلاب و آن را به رخ لطیف تو ریخته‌اند زاندم که خدا سرشت خاک آدم مهر تو و حبّت به دلم ریخته‌اند