نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸ امیر پازواری

امیر پازواری / پنج‌بیتی‌ها

مشکی زنّه شه سَرْ که دیارهْ کٰاکلْ

پشتهْ پشتهْ، هَرْ پشته هزارهْ کٰاکلْ

د اَژدرْ به گنج سَر، سالاره کٰاکلْ

مه دلْ بَوِرْدِهْ، شاهِ خون‌کاره کٰاکلْ

شاهِ هند، وُ مسیرِ زنگباره کٰاکلْ

تَخْتِ سُلَیمونْ رهْ که سَر دارهْ کٰاکلْ

دُوناصفتْ به گشت و گذاره کٰاکلْ

مه جانِ دشمنْ، تنه زنّاره کٰاکلْ

آهُو صفتْ دایم گَشتِ لا ره کٰاکلْ

دَر عاشقْ کشیْ بی زینهارهْ کٰاکلْ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

چادر (لچک) مشکی بر سر می‌افکند که کاکل هویدا است / پشته پشته، هر پشته هزار کاکل است دو اژدها بر سر گنج سالار است کاکل / دل مرا ربود، شاه خون‌کار است کاکل شاه هند، و امیر زنگبار است، کاکل / سردار تخت سلیمان است کاکل مانند دانا، به گشت و گذار است کاکل / زنّار کاکل تو، دشمن جان من است مانند آهو در دشت لار در گردش است، کاکل / در عاشق‌کشی بی‌باک و بی‌امان است، کاکل