شمارهٔ ۱۹ امیر پازواری
نُوروزِ گِل قُلْ انّما تویی تو
وینشِ همه، ذهن وُ ذکا تویی تو
اِنَّ اَکرَم وُ یاسینْ، طاها تویی تو
صٰائِمُالنّهار، لیل و یَغْشا (یغشیٰ) تویی تو
ای قصرُ لدّنی، رَبّنا تویی تو
ای صاحب کرمْ، جود و سخا تویی تو
والشَّمسُ ته چیره، والضُّحیٰ تویی تو
قُرصِ قَمر وُ اِذٰا تَلا (تلیٰ) تویی تو
صُحُفِ ابراهیمْ، توراتِ موسیٰ تویی تو
انجیلِ عیسیٰ، مطلبِ ما تویی تو
افلاک انجم، ارض و سما تویی تو
گر کُفر نوّوِهْ، گِتْمِهْ خِدا تویی تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
گل نوروز، «قل انّما» تویی تو / بینش همه، ذهن و ذکا (هوشمندی) تویی تو ان اکرمکم، یاسین و طه تو هستی تو / همواره روزهدار و آیهی لیل یغشیٰ تو هستی تو ای قصر لدّنی، «ربنّا» تو هستی، تو / باز هم صاحب کرم و جود و سخا تو هستی، تو والشمس چهرهی تو، والضحی تو هستی، تو / گردهی ماه و اِذا تلی تو هستی، تو صحف ابراهیم، تورات موسی تو هستی، تو / انجیل عیسی، منظور ما تو هستی، تو ستارگان آسمانی، زمین و آسمان تویی، تو / اگر کفر نباشد، میگفتم خدا تویی، تو