نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲ امیر پازواری

امیر پازواری / شش‌بیتی‌ها

امیر گنه: چارده دُوستهْ سالْ خجیره

دوستِ سینه‌مالْ، وارنگِ کال خجیره

کومِ دلْ رَسیینْ به وصالْ خجیره

خراجِ دَنی، یکْ مویِ خالْ خجیره

به بُوسه کاری، دوستِ سو آل خجیره

سر و جان عاشق، به دمّال خجیره

مینایِ خْش و اُویِ زلال خجیره

دوستِ ذوق و شوق، سینه‌ی چالْ خجیره

حوضِ کوثرِ اُویِ زلال خجیره

ساز، کمونچه و آهنگِ هالْ (حال) خجیره

تار و تنبور و زلفِ دمّال خجیره

خوبونْ‌ره همین، دولت، کمالْ خجیره

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

امیر می‌گوید: یار چهارده ساله نیکوست / در جایگاه سینه‌ی دوست، بادرنگ تازه (ناپخته) نیکوست با کام دل به وصال رسیدن نیکوست / یک تار موی دوست برای مالیات جهان نیکوست برای بوسه‌کاری، پیشانی دوست نیکوست / و به‌دنبال آن سر و جان عاشق را بوسیدن نیکوست مینای خوش و آب زلال نیکوست / ذوق و شوق (رفتار دل‌نشین) دوست و… نیکوست آب زلال حوض کوثر (بهشت) نیکوست / از سازها، کمانچه و آهنگ آرام‌بخش نیکوست تار و تنبور و دنباله‌ی گیسو (زلف) یار نیکوست / خوبان را همین کمال دولت، نیکوست