شمارهٔ ۲۰ امیر پازواری
یارون پرچ بوینین به انجیله داره
یا سرخه گِلِ غنچوئه نو ویهاره
یا غالیه گِلْ گِلْ دِشنّیه داره
یا مخمله که دوش دره مه خونکاره
هرگه که سری خونّه، صدای یاره
مه سوته دل غمره ورنه کناره
مه دل حلقه ره مونّه فری کناره
تا دس نزنّی حلقه بزار نناره
چن روزه که من دیدار ندیمه یاره
همینه که مه دیدهره خون بواره
یکوار دیگر چیره بوینم یاره
دِ بالره گردن بیورم شه خونکاره
دل ترکنه مه، گِنْدِهْ پیون اناره
چش بِرْمِنِهْ مه، وارش پیون ویهاره
زمستون مه چش، همیشه بواره
عجب چشمه که بی او، تن و سر داره!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
یاران! چتری و شکوفا شدن درخت انجیر را بنگرید / یا غنچهی گل سرخ موسم نوبهار است یا عطر خوشگل موی یار است که آن را فروافکنده دارد / یا مخمل است که بر روی دوش یار خونکار من قرار دارد هرگاه که آواز یار من از سرای برآید / غم از دریای دل سوختهی من به کنار میرود دل من مانند حلقهی (سلسلهی) در فریدونکنار است / تا بدان دست نزنی فریاد نمیزند (زار نمینالد) چند روز است که من دیدار یارم را ندیدهام / برای همین است که از دیدهام خون میبارد ] یکبار یدرگ چهرهی یارم را ببینم / و گردن یار خونکارم را بین دو بازویم بنهم دل من مانند انار پوسیده میترکد / چشم من مانند ابر بهار، میبارد زمستان چشم من همیشه میبارد / شگفت چشمی است، اگر بیاشک، وجود داشته باشد (تن و سر داشته باشد) ابتدای این هشت بیتی به صورت متفاوت زیر نیز درج شده است: یا سرخه گِلِ غنچوئه نوویهاره یا غالیه گِلْ گِلْ وشنی ویهاره یا مخمله که دوش دره مه خونکاره یارون وچهره بوینین انجیله داره با غنچهی گل سرخ نوبهار است / یا غالیه بوی زلف است که چون گل بهار فروپاشانده است ۲٫ یا مخمل است که بر دوش خونکار هشته / یاران فرزند (جوانهی) درخت انجیر را توجه کنید