نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴ امیر پازواری

امیر پازواری / هشت‌بیتی‌ها

امیر گنه: طرّارْ طُرّه‌یِ خم چیه؟

اُونْ گنج و دیگرْ مارِ اژدَرْ دمْ چیه؟

اونْ کَمنْ اندازونِ خَماخَم چیه؟

یا چابُک سوارونِ دَسْتِ قمچیه؟!

غم چیه گردِ عالمْ لمالم چیه؟

شاهِ زنگبارْ زلفهْ، خَطِّ غَمْ چیه؟

آهووَرهْ بالاله گنهْ رَمْ چیه؟

خونْ مَرْدُمکْ دارْنهْ وُ چشِ غَمْ چیه؟

ژولیده کٰاکُلِ اَرْقم ارقم چیه؟

چشْ پلهْ بَورْدی، زلفِ خَمْ خَمْ چیه؟

زلْفُونِ دلهْ سلْسله‌یِ رَمْ چیه؟

گِلْ وَرقْ رهْ، حَوصله‌یِ نَمْ چیه؟

بشنُوسْمهْ زنجیرِ زلفْ، امّا خَمْ چیه؟

با منْ شَفقتْ داشتی، اسٰا کَمْ چیه؟

نَپرْستی دُوستْ، ته دیده‌یِ نَمْ چیه؟

مه بَمرْدهْ روزْ، داشتنِ ماتمْ چیه؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

امیر می‌گوید: چین و شکن آن طرّه‌ی طرّار برای چیست؟ / آن گنج است و دیگر آن مار اژدر دم برای چیست؟ آن کمنداندازان پیچ در پیچ برای چیست؟ / یاگویا شلاق در دست چابک‌سواران است؟! غمی که گرد گیتی را انباشته، برای چیست؟ / شاه زنگبار زلف است، خط غم برای چیست؟ آهوبرّه از لاله رم می‌کند برای چیست؟ / مردمک چشم خونین است، غم چشم برای چیست؟ کاکل ژولیده‌ی چون مار سیاه و سپید برای چیست؟ / چشم را زیر زلف پنهان کردی، زلف خم در خم برای چیست؟ (زلف خم در میان زلفان، رم کردن سلسله برای چیست؟ / گُل‌برگ چهره را بردباری ژاله (خوی) برای چیست؟ زنجیر (سلسله‌ی) زلف شنیده بودم، امّا خم آن برای چیست؟ / با من مهربان بودی، اکنون کاستی برای چیست؟ ای دوست! نمی‌پرسی نم (اشک) دیده‌ی تو برای چیست؟ / در روز مرگ من، سوگ‌واری برای چیست؟ آن طرّه‌ی طرّار خم اندر خم چیست؟ آن گنج و دگر مار چو اژدر دم چیست؟ آن تیر کمندافکن چم در خم چیست؟ یا دریَدِ راکبان چابک قمچیست؟ برگشته در اطراف جهان این غم، چیست؟ زلف است شه زنگی و خط غم چیست؟ آهوبچه از لاله نماید رم چیست؟ خون مردم دیده را، به دیده غم چیست؟ ژولیدگی کاکل چون ارقم چیست؟ دیده به بغل خفی، به زلفت خم چیست؟ هان سلسله را میان زلفت رم چیست؟ بر برگ گلت، حوصله‌ی این نم چیست؟ من سلسله‌مو شنیدم امّا خم چیست؟ با من شفقت داشتی، اینک کم چیست؟ پرسش نکنی دوست! به چشمت نم چیست؟ اندر پس مردنم، عزا، ماتم چیست؟