نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۳ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مرا خاطر از آن بی غم نباشد

که بی غم خاطرم خرم نباشد

به دل دردم نباشد کم ز درمان

به جان داغم کم از مرهم نباشد

چو بستم عهد یاری با تو گفتم

که یاری چون تو در عالم نباشد

ندانستم ترا ای سست پیمان

بنای دوستی محکم نباشد

دلی پنداشتم غیر از دل من

در آن گیسوی خم در خم نباشد

چو دیدم، در همه عالم دلی نیست

که در آن طره ی درهم نباشد

رفیق و غیر، کی بود از حریمت

که آن محروم و این محرم نباشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و فراق است. شاعر به محبوبش اشاره می‌کند که همیشه در یاد اوست، حتی وقتی که دور است. او احساس تنهایی و درد عاطفی را تجربه می‌کند و زندگی‌اش بدون او بی‌معناست. شاعر خود را در مقایسه با محبوبش ضعیف و ناامید می‌داند و او را به لیلی و خویش را به مجنون تعبیر می‌کند. در نهایت، شاعر ابراز می‌کند که جان و زندگی‌اش را فدای محبوب می‌کند و عشقش را عمیقاً بیان می‌کند.