کوکب امید رهی معیری
رهی معیری / غزلها - جلد دوم / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای صبح نودمیده! بناگوش کیستی؟
وی چشمه حیات لب نوش کیستی؟
از جلوهٔ تو سینه چو گل چاک شد مرا
ای خرمن شکوفه! بر و دوش کیستی؟
همچون هلال بهر تو آغوش من تهی است
ای کوکب امید در آغوش کیستی؟
مهر منیر را نبود جامهٔ سیاه
ای آفتاب حسن سیه پوش کیستی؟
امشب کمند زلف ترا تاب دیگری است
ای فتنه در کمین دل و هوش کیستی؟
ما لالهسان ز داغ تو نوشیم خون دل
تو همچو گل حریف قدحنوش کیستی؟
ای عندلیب گلشن شعر و ادب رهی
نالان به یاد غنچه خاموش کیستی؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در قالب سوالاتی عاشقانه به توصیف زیبایی و جذبهی معشوق میپردازد. شاعر در این ابیات به ویژگیهای خاص معشوق اشاره میکند و احساسات عمیق خود را بیان میکند. از صبح و حیات گرفته تا آغوش انتظار و زلف معشوق، همه چیز به نوعی درخشش او را به تصویر میکشد. شاعر همچنین از داغ عشق و درد فراق سخن میگوید و معشوق را به عنوان منبع زیبایی و شور و شوق یاد میکند. در نهایت، شاعر به احساس تنهایی و یاد غنچهی خاموش پرداخته و کشش عمیق خود به معشوق را ابراز میکند.