ناآشنا رهی معیری
رهی معیری / غزلها - جلد دوم / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما را دلی بود که ز دنیای دیگر است
ماییم جای دیگر و او جای دیگر است
چشم جهانیان به تماشای رنگ و بوست
جز چشم دل که محو تماشای دیگر است
این نه صدف ز گوهر آزادگی تهی است
وآن گوهر یگانه به دریای دیگر است
در ساغر طرب می اندیشه سوز نیست
تسکین ما ز جرعه مینای دیگر است
امروز میخوری غم فردا و همچنان
فردا به خاطرت غم فردای دیگر است
گر خلق را بود سر سودای مال و جاه
آزادهمرد را سر و سودای دیگر است
دیشب دلم به جلوه مستانهای ربود
امشب پی ربودن دلهای دیگر است
غمخانهایست وادی کون و مکان رهی
آسودگی اگر طلبی جای دیگر است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تمایز بین دنیای مادی و معنوی اشاره دارد. شاعر بیان میکند که ما در دنیایی دیگر زندگی میکنیم و علاقهمند به زیباییهای آن هستیم. دنیا تنها برای چشم دل جذابیت دارد و در جستجوی حقیقت و آزادگی هستیم که در دنیای دیگر وجود دارد. غم و شادی نیز در این دنیا به یکدیگر مرتبطاند و آزادی و آرامش انسان در جستوجوی معنای عمیقتر زندگی نهفته است. به طور کلی، شاعر بر این نکته تأکید میکند که آسایش واقعی در یک بعد دیگر و فراتر از مادیات قرار دارد.