نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

ناآشنا رهی معیری

رهی معیری / غزلها - جلد دوم / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما را دلی بود که ز دنیای دیگر است

ماییم جای دیگر و او جای دیگر است

چشم جهانیان به تماشای رنگ و بوست

جز چشم دل که محو تماشای دیگر است

این نه صدف ز گوهر آزادگی تهی است

وآن گوهر یگانه به دریای دیگر است

در ساغر طرب می اندیشه سوز نیست

تسکین ما ز جرعه مینای دیگر است

امروز می‌خوری غم فردا و همچنان

فردا به خاطرت غم فردای دیگر است

گر خلق را بود سر سودای مال و جاه

آزاده‌مرد را سر و سودای دیگر است

دیشب دلم به جلوه مستانه‌ای ربود

امشب پی ربودن دل‌های دیگر است

غمخانه‌ای‌ست وادی کون و مکان رهی

آسودگی اگر طلبی جای دیگر است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تمایز بین دنیای مادی و معنوی اشاره دارد. شاعر بیان می‌کند که ما در دنیایی دیگر زندگی می‌کنیم و علاقه‌مند به زیبایی‌های آن هستیم. دنیا تنها برای چشم دل جذابیت دارد و در جستجوی حقیقت و آزادگی هستیم که در دنیای دیگر وجود دارد. غم و شادی نیز در این دنیا به یکدیگر مرتبط‌اند و آزادی و آرامش انسان در جست‌وجوی معنای عمیق‌تر زندگی نهفته است. به طور کلی، شاعر بر این نکته تأکید می‌کند که آسایش واقعی در یک بعد دیگر و فراتر از مادیات قرار دارد.