نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

خنده برق رهی معیری

رهی معیری / غزلها - جلد دوم / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

سزای چون تو گلی گرچه نیست خانه ما

بیا چو بوی گل امشب به آشیانه ما

تو ای ستاره خندان کجا خبر داری؟

ز ناله سحر و گریه شبانه ما

چو بانگ رعد خروشان که پیچد اندر کوه

جهان پر است ز گلبانگ عاشقانه ما

نوای گرم نی از فیض آتشین‌نفسی است

ز سوز سینه بود گرمی ترانه ما

چنان ز خاطر اهل جهان فراموشیم

که سیل نیز نگیرد سراغ خانه ما

به خنده‌رویی دشمن مخور فریب رهی

که برق خنده‌زنان سوخت آشیانه ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ابراز حسرت و تنهایی شاعر اشاره دارد. شاعر به زیبایی و خوشی‌های زندگی (مانند گل و ستاره) اشاره کرده و از غم و اندوهی که در دل دارد صحبت می‌کند. او می‌گوید که وجودش در دنیا نادیده گرفته شده و مانند جریانی که از یاد رفته، کسی به حال او توجه نمی‌کند. همچنین به عشق و احساسات عمیق خود اشاره می‌کند که از دلش برمی‌خیزد و به ایجاد آهنگ و نغمه می‌انجامد. در نهایت، شاعر به دیگری هشدار می‌دهد که فریب زیبایی‌های ظاهری را نخورد و به یاد داشته باشد که شادی‌ها ممکن است به سادگی در آتش غم بسوزند.