نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

هوسناک رهی معیری

رهی معیری / غزلها - جلد دوم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

در چمن چون شاخ گل نازک‌تنی افتاده است

سایه نیلوفری بر سوسنی افتاده است

چون مه روشن که تابد از حریر ابرها

ساق سیمینی برون از دامنی افتاده است

یک جهان دل بین که از گیسوی او آویخته

یک چمن گل بین که در پیراهنی افتاده است

روی گرمی شعله‌ای در جان ما افروخته

خانمان‌سوز آتشی در خرمنی افتاده است

دیگرم بخت رهایی از کمند عشق نیست

کار صید خسته با صیدافکنی افتاده است

نور عشق از رخنهٔ دل بر سرای جان دمید

پرتوی در کلبه‌ام از روزنی افتاده است

چون نسیم اندام او را بوسه‌باران کن رهی

کز هوسناکی چو گل در گلشنی افتاده است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی‌های طبیعت و عشق اشاره می‌کند. تصاویری از گل‌ها و نیلوفرها، همراه با احساسی عمیق از عشق و درد به تصویر کشیده شده‌اند. او به حالتی از افسردگی و گرفتار شدن در دام عشق هم اشاره می‌کند و از نوری که عشق در دلش ایجاد کرده سخن می‌گوید. در نهایت، شاعر از زیبایی معشوقش به عنوان نسیمی لطیف یاد می‌کند که بر اندام او می‌وزد و او را در فضایی گلزارگونه توصیف می‌کند.