نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

سودازده رهی معیری

رهی معیری / غزلها - جلد دوم / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

آن که سودازده چشم تو بوده است منم

وآن که از هر مژه صد چشمه گشوده است منم

آن ز ره مانده سرگشته که ناسازی بخت

ره به سرمنزل وصلش ننموده است منم

آن که پیش لب شیرین تو ای چشمه نوش

آفرین گفته و دشنام شنوده است منم

آن که خواب خوشم از دیده ربوده است تویی

وآن که یک بوسه از آن لب نربوده است منم

ای که از چشم رهی پای کشیدی چون اشک

آن که چون آه به دنبال تو بوده است منم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به عشق و دلبستگی خود به معشوق می‌پردازد. او خود را به عنوان کسی معرفی می‌کند که از زیبایی‌های چشم و لب معشوق شیدا شده و تحت تأثیر آن قرار گرفته است. این فرد در عشق خود سرگردان و دل‌انگیز است، به‌گونه‌ای که همیشه در جستجوی وصال معشوق می‌باشد. او همچنین به احساسات عمیق، درد و شادی ناشی از عشق خود اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که معشوقش خواب را از او گرفته و او همواره در انتظار یک بوسه از لب‌های اوست. این شعر به تصویر کشیدن عاشقانه‌ای عمیق و پر احساس از عشق و دلدادگی پرداخته است.