نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

فریاد بی‌اثر رهی معیری

رهی معیری / غزلها - جلد سوم / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از صحبت مردم دل ناشاد گریزد

چون آهوی وحشی که ز صیاد گریزد

پروا کند از باده‌کشان زاهد غافل

چون کودک نادان که از استاد گریزد

دریاب که ایام گل و صبح جوانی

چون برق کند جلوه و چون باد گریزد

شادی کن اگر طالب آسایش خویشی

کآسودگی از خاطر ناشاد گریزد

غم در دل روشن نزند خیمهٔ اندوه

چون بوم که از خانه آباد گریزد

فریاد که در دام غمت سوختگان را

صبر از دل و تاثیر ز فریاد گریزد

گر چرخ دهد قوت پرواز رهی را

چون بوی گل از گلشن ایجاد گریزد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات و واکنش‌های انسان نسبت به ناملایمات زندگی می‌پردازد. شاعر از دوری دل‌ها از صحبت‌های ناراحت‌کننده و گریز انسان از زشتی‌ها و رنج‌ها سخن می‌گوید. او زندگی را به صورتی توصیف می‌کند که شادابی و جوانی زودگذر است و مانند برق و باد می‌گذرد. همچنین تاکید می‌شود که انسان باید به دنبال شادی باشد، زیرا آسایش از دل‌های غمگین دور می‌شود. در نهایت، شاعر به این نکته می‌رسد که غم و اندوه همواره در پی فرصتی برای نفوذ به دل هستند، اما فرد باید تلاش کند تا از این غم‌ها بگریزد.