نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

سوسن وحشی رهی معیری

رهی معیری / غزلها - جلد سوم / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دوش تا آتش می از دل پیمانه دمید

نیم‌شب صبح جهان‌تاب ز میخانه دمید

روشنی‌بخش حریق مه و خورشید نبود

آتشی بود که از باده مستانه دمید

چه غم ار شمع فرومرد که از پرتو عشق

نور مهتاب ز خاکستر پروانه دمید

عقل کوته‌نظر آهنگ نظربازی کرد

تا پریزاد من امشب ز پریخانه دمید

جلوه‌ها کردم و نشناخت مرا اهل دلی

منم آن سوسن وحشی که به ویرانه دمید

آتش‌انگیز بود باده نوشین گویی

نفس گرم رهی از دل پیمانه دمید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به وصف حال و هوای شب و تاثیر نوشیدن می‌پردازد. او از آتش و خشکی می، و جاذبه‌های عشق صحبت می‌کند و بیان می‌کند که نور و زیبایی ناشی از عشق، حتی اگر شمعی خاموش شود، همچنان باقی خواهد ماند. شاعر همچنین اشاره می‌کند که عقل در پی جمال و زیبایی است و خودش را به عنوان موجودی زیبا که در ویرانه‌ها هست معرفی می‌کند. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که باده‌ای که می‌نوشد، آتش‌انگیز است و زندگی و عشق را در دلش زنده می‌کند.