آشیانهٔ تهی رهی معیری
رهی معیری / غزلها - جلد سوم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
همچو مجنون گفتگو با خویشتن باید مرا
بیزبانم همزبانی همچو من باید مرا
تا شوم روشنگر دلها به آه آتشین
گرمخوییهای شمع انجمن باید مرا
رشک میآید مرا از جامه بر اندام تو
با تو ای گل جای در یک پیرهن باید مرا
آشیان بیطایر دستانسرا ویرانه به
چند با دلمردگیها پاس تن باید مرا؟
تا ز خاطر کوه محنت را براندازم رهی
همت مردانهای چون کوهکن باید مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از دلتنگی و درونیات خود سخن میگوید. او به گفتگو با خود اشاره میکند و احساس میکند که برای روشن کردن دلها به زبانی نیاز دارد. همچنین، او به عشق و محبت اشاره میکند و از حسادت نسبت به زیبایی معشوق خود میگوید. شاعر به ویرانی و بیخانمانی اشاره میکند و بر لزوم استقامت و همت میافزاید تا بتواند بر سختیها غلبه کند. در نهایت، او به نیاز به قوی بودن مانند کوهکن اشاره میکند تا از مشکلات و محنتها رهایی یابد.