نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

اندوه دوشین رهی معیری

رهی معیری / غزلها - جلد سوم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دوش چون نیلوفر از غم پیچ و تابی داشتم

هر نفس چون شمع لرزان اضطرابی داشتم

اشک سیمینم به دامن بود بی‌سیمین‌تنی

چشم بی‌خوابی ز چشم نیم‌خوابی داشتم

سایهٔ اندوه بر جانم فرو افتاده بود

خاطری هم‌رنگ شب بی‌آفتابی داشتم

خانه از سیلاب اشکم همچو دریا بود و من

خوابگه از موج دریا چون حبابی داشتم

محفلم چون مرغ شب از ناله دل گرم بود

چون شفق از گریه خونین شرابی داشتم

شکوه تنها از شب دوشین ندارم کز نخست

بخت ناساز و دل ناکامیابی داشتم

نیست ما را پای رفتن از گران‌جانی چو کوه

کاش کز فیض اجل عمر شهابی داشتم

شادی از ماتم‌سرای خاک می‌جستم رهی

انتظار چشمه نوش از سرابی داشتم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از حزن و اضطراب شب گذشته خود می‌گوید. او به حالت نیلوفر غمگین و شمعی لرزان تشبیه شده و اشک‌هایش را به دریا و خانه‌اش را به سیلاب تشبیه می‌کند. وجود سایه اندوه بر جانش و بی‌خوابی‌اش را بیان می‌کند و از ناله‌هایش در جمع دوستانش می‌گوید. بخت ناساز و دل ناکامش را از اولین لحظه‌های زندگی یادآور می‌شود و آرزو می‌کند که کاش زندگی‌اش به نور و شادی ختم می‌شد. در نهایت، این شعر نشان‌دهنده جستجوی امید و شادابی در دل ماتم و غم‌هاست.