آه آتشناک رهی معیری
رهی معیری / غزلها - جلد سوم / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چون شمع نیمهجان به هوای تو سوختیم
با گریه ساختیم و به پای تو سوختیم
اشکی که ریختیم به یاد تو ریختیم
عمری که سوختیم برای تو سوختیم
پروانه سوخت یک شب و آسود جان او
ما عمرها ز داغ جفای تو سوختیم
دیشب که یار انجمنافروز غیر بود
ای شمع تا سپیده به جای تو سوختیم
کوتاه کن حکایت شبهای غم رهی
کز برق آه و سوز نوای تو سوختیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عشق و درد فراق میپردازد. او مانند شمعی نیمهجان میسوزد و با اشکها و خاطرات معشوق، عمر خود را صرف کرده است. شاعر به سوز و گداز پروانه اشاره میکند که تنها یک شب برای معشوق میسوزد، در حالی که او و یارانش سالها به خاطر جدایی و درد معشوق خود سوختهاند. شاعر از شبهای غمانگیز و آههای سوزان خود سخن میگوید و از شمع میخواهد که داستان غمانگیز را کوتاه کند، چرا که آنها به خاطر عشق معشوقشان بارها سوزانده شدهاند.