نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

حصار عافیت رهی معیری

رهی معیری / غزلها - جلد چهارم / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نسیم وصل به افسردگان چه خواهد کرد؟

بهار تازه به برگ خزان چه خواهد کرد؟

به من که سوختم از داغ مهربانی خویش

فراق و وصل تو نامهربان چه خواهد کرد؟

سرای خانه‌به‌دوشی حصار عافیت است

صبا به طایر بی‌آشیان چه خواهد کرد؟

ز فیض ابر چه حاصل گیاه سوخته را؟

شراب با من افسرده‌جان چه خواهد کرد؟

مکن تلاش که نتوان گرفت دامن عمر

غبار بادیه با کاروان چه خواهد کرد؟

به باغ خلد نیاسود جان علوی ما

به حیرتم که در این خاکدان چه خواهد کرد؟

صفای باده روشن ز جوش سینه اوست

تو چاره ساز خودی آسمان چه خواهد کرد؟

به من که از دو جهان فارغم به دولت عشق

رهی ملامت اهل جهان چه خواهد کرد؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به موضوعاتی مانند عشق، فراق و وصال می‌پردازد. او از حال افسردگی خود و تأثیرات مثبت و منفی عشق بر زندگی‌اش صحبت می‌کند. شاعر به صورت استعاری نشان می‌دهد که بهار و زیبایی‌ها چه تغییراتی در دل‌های افسرده ایجاد می‌کنند و از عدم توجه و محبت سخن می‌گوید. همچنین، او به احساس ناکامی و عدم امکان کنترل بر زمان و زندگی اشاره می‌کند. در نهایت، هنرمند از وضعیت خود و غفلت از عشق و لذت‌های زندگی با چشمی انتقادی به دور و برش نگاه می‌کند و از پرسش‌هایی درباره تأثیرات عشق و معنای زندگی می‌پرسد.