شمارهٔ ۱ - رسوای دل رهی معیری
رهی معیری / ترانهها و نغمهها / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
هم چو نی می نالم از سودای دل
آتشی در سینه دارم جای دل
من که با هر داغ پیدا ساختم
سوختم، سوختم از داغ ناپیدای دل
دل اگر از من گریزد وای من، وای من، وای من
غم اگر از دل گریزد وای دل، وای دل، وای وای دل
ما ز رسوایی بلندآوازهایم
نامور شد هرکه شد، هرکه شد رسوای دل
در میان اشک نومیدی رهی
خندم از خندم از امیدواریهای دل
وای، دل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن بیانگر احساس عمیق غم و درد درونی شاعر است. او از ناراحتی و آتش دل که ناشی از داغهای پنهان است، مینالد. دل او از غم فرار میکند و او با این وضعیت، احساس ناامیدی و رسوایی میکند. به رغم این همه درد، امیدوار است و از طریق خنده به مقابله با ناامیدی میپردازد. شاعر در نهایت حسرت و درد دل را با صدای بلند ابراز میکند.