نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶ - گلبرگ رهی معیری

رهی معیری / ترانه‌ها و نغمه‌ها / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز خون رنگین بود چون لاله دامانی که من دارم

بود صدپاره همچون گل گریبانی که من دارم

مپرس ای هم‌نشین احوال زار من که چون زلفش، که چون زلفش

پریشان گردی از حال پریشانی که من دارم، که من دارم

ندارد صبح روشن روی خندانی که او دارد، که او دارد

ندارد ابر نیسان چشم گریانی که من دارم، که من دارم

غم عشق تو هر دم آتشی در دل برافروزد

بسوزد خانه را ناخوانده مهمانی که من دارم

رهی از موج گیسویی دلم چون اشک می‌ریزد

به مویی بسته امشب رشتهٔ جانی رشتهٔ جانی که من دارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزلی درباره احساسات عاشقانه و درد و رنج ناشی از عشق است. شاعر با استفاده از تصاویری چون رنگ خون و گل گریزانی، به شدت احساسات خود را بیان می‌کند. او به هم‌نشین خود نمی‌خواهد از وضعیت زار و پریشانش بگوید، زیرا عشق او همچون زلفش آشفته است. صبح روشنی که معشوق دارد، بر او نمی‌تابد و او با غم عشق، آتش بر دلش می‌افروزد. در نهایت، شاعر به ارتباط عمیق و ناگسستنی اش با معشوق اشاره می‌کند.