نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳ - سیرم از زندگانی (ابوعطا) رهی معیری

رهی معیری / ترانه‌ها و نغمه‌ها

سیرم از زندگانی

در بهار جوانی

زان که بی او ندارم

طاقت زندگانی

ای که منعم نمایی، از پریشانی دل

میکنی از ملامت، خنده بر زاری دل

تا که عاشق نگردی

حال عاشق ندانی

شب نمیشود کز غمش خون نگریم

دورم از دل آرام خود چون نگریم

سوزم از غم عشق موی سیاهی

از سیاهی بخت وارون نگریم

کرده گردون، دور از آن ماه

حاصلم اشک، قسمتم آه

چون ز گردش دور گردون ننالم

چون ز گردش دور گردون ننالم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و نگرانی‌های ناشی از فراق و درد دل است. شاعر در دوره جوانی، بدون محبوب خود تحمل زندگی را ندارد و از او درخواست می‌کند که او را از پریشانی و غم رهایی بخشد. اشعار نشان‌دهنده‌ی ناکامی و غم ناشی از عشق و دوری از دل آرام است. شاعر به دوری از محبوب و تأثیرات منفی آن بر زندگی خود اشاره می‌کند و از گردش چرخ‌های روزگار شکایت می‌کند. در نهایت، او از منبع درد و رنجش ابراز می‌کند که تنها توانایی اشک ریختن دارد و در غم عشق می‌سوزد.