نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قطعهٔ ۲۳ - سوارکاران رهی معیری

رهی معیری / چند قطعه / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

آن شنیدستم که در میدان «کورس»

بانوان چابک‌سواری می‌کنند

گرد میدان از سحر تا شامگاه

پویه، چون باد بهاری می‌کنند

تا فرا آید زمان امتحان

روز و شب ساعت‌شماری می‌کنند

تا جوایز قسمت آنان شود

یکه‌تازان، بی‌قراری می‌کنند

مردکی گفتا که زن‌ها بی‌ثمر

سوی میدان، رهسپاری می‌کنند

چون ز آداب سواری عاری‌اند

بهره خود، شرمساری می‌کنند

گفتمش بر دوش مردان سال‌هاست

کاین جماعت خرسواری می‌کنند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف بانوانی می‌پردازد که در میدان سواری مشغول به رقابت هستند. آنها از صبح تا شب با شوق و نشاط به سواری می‌پردازند و منتظر زمان اعلام جوایز هستند. مردی نظر منفی درباره توانایی و ارزش این زنان ابراز می‌کند و می‌گوید که آنها در سواری ناتوانند و موجب شرمساری خود می‌شوند. اما شاعر با اشاره به سواری مردان، بر ارزش و تلاش زنان تأکید کرده و نشان می‌دهد که همگان در این فعالیت‌ها کوشش می‌کنند.